می خواستم قبل از پرداختن به پگاه و ملوان اندکی در باره ورزش بویژه فوتبال در دنیای امروز بنویسم. می خواستم بنویسم که ورزشکار هم مثل هر موجود جاندار یا بیجان دیگر در دوره تسلط نئولیبراایسم به جنسی و شاید هم برده ای قابل خرید و فروش تبدیل شده. همانطور که بعضی وقتها یک تکه الماس یا مروارید نایاب و مرغوب میلیونها دلارارزش داره ورزشکارایی هستند که میلیونها دلار می ارزند. اینها در واقع برده های لوکسی هستند که خیلی هم از بردگی شان راضیند. زیرا خودشان هم میلیونر و یا شاید میلیاردرند. می خواستم بنویسم... اما یاد مقاله نویسنده سایت شمالیها ماکان عزیز که اخیرا به دلایلی کم می نویسد افتادم و گفتم همان جمله قشنگش بیانگر نظر من هم هست و آنرا اینجا می آورم: يادی از آن ايام که هنوز ورزش و ورزشکار به کالايی تجاری يا ابزاری سياسی بدل نشده بود, ورزشکاران مجيزگوی اين يا آن سياستمدار و بد تر از آن مجيزگوی اين يا آن دولتمدار نبودند, هتل های صنعت سکس تنه به چادرهای المپيک و ميادين ورزشی نمی زدند و دوربينها بيشتر روی موفقيتهای ورزشکاران زوم ميشد تا روی کفشهای نايکی يا آديداس شان . _ یادی از دو پهلوان شمالی
چقدر این چند هفته آخر حرس خوردیم و جوش زدیم. از اون اول فصل پگاه ته جدول بود و همواره یکی از صدها نگرانی و غصه ما. بعدش کماکان به تیم های متوسط و ضعیف می باخت اما شروع کرد به لت و پار تیم های صدر نشین، شوخی نیست پرسپولیس و استقلال و صبا باتری، سایپا رو زد و بالاخره اندکی از اون خظ قرمز لعنتی حذف فاصله گرفت و نیم نفس راحتی کشیدیم. و این تیم های شکست خورده هم به در عمه شون می خورند. میگید نه! برید اینجا بدانید تا چرا این حرف رو میزنم. پگاه کماکان تا آخرین بازی فصل موجودیتش در خطر. این هفته های آخر ملوان هم اومد شد ته نشین. تعداد غصه های ما شد صدها باضافه یک
دایی من تعریف می کنه وقتی ملوان به دسته اول باشگاههای ایران اومد جو فوتبال همه جا را گرفت و حتی تو ییلاقات و کوههای شمال همه شدند فوتبالیست. میگه بچه که بودم تابستونا ییلاق فوتبال می کردیم. کم کم بزرگترها که اغلب گالش و چارودار بودند هم علاقه مند شده با پاره و کوتاه کردن پیژاما یشان آنها رو بصورت شورت در آورده بازی می کردند. گویا اون وقتها تو روستاها پوشیدن شورت و تنکه هنوز رسم نبود یا طوری بود که مناسب فوتبال نبود. تعریف می کنه هرچه بهشون توضیح میدادیم به پا و بدن دیگران نباید لگد زد و فوله زیر بار نمی رفتند و می گفتند فول بی فول توپ را باید بفرستیم تو این گلو و البته منظور از گلو همون دروازه بود. باری ملوان هم با سابقه خوب در فوتبال ایران و یک بار قهرمانی جام حذفی و با بازیکنان نام آوری چون غفور جهانی، عزیز اسپندار و قایقران و ... حقش بود که در لیگ برتر بماند . پگاه با زدن صبا باتری و ملوان با مساوی در مقابل پاس در لیگ برتر ماندند
ضمنا تیم دارت دختران گیلان قهرمان ایران شد. و در انفرادی هم نفر اول و هم سوم گیلانی بودند. می خواستم بنویسم دختران گیلانی یه سر و گردن از دیگران بالاتر بودند که یاد نوشته خودم میخوام مفسر ورزش بشم افتادم و دیگه کوتاه اومدم . ضمنا جا دارد از دو وبلاگ پگاه و ملوانیها که از بچه های پگاه و ملوان طی فصل پشتیبانی کردند تشکر کنیم
چقدر این چند هفته آخر حرس خوردیم و جوش زدیم. از اون اول فصل پگاه ته جدول بود و همواره یکی از صدها نگرانی و غصه ما. بعدش کماکان به تیم های متوسط و ضعیف می باخت اما شروع کرد به لت و پار تیم های صدر نشین، شوخی نیست پرسپولیس و استقلال و صبا باتری، سایپا رو زد و بالاخره اندکی از اون خظ قرمز لعنتی حذف فاصله گرفت و نیم نفس راحتی کشیدیم. و این تیم های شکست خورده هم به در عمه شون می خورند. میگید نه! برید اینجا بدانید تا چرا این حرف رو میزنم. پگاه کماکان تا آخرین بازی فصل موجودیتش در خطر. این هفته های آخر ملوان هم اومد شد ته نشین. تعداد غصه های ما شد صدها باضافه یک
دایی من تعریف می کنه وقتی ملوان به دسته اول باشگاههای ایران اومد جو فوتبال همه جا را گرفت و حتی تو ییلاقات و کوههای شمال همه شدند فوتبالیست. میگه بچه که بودم تابستونا ییلاق فوتبال می کردیم. کم کم بزرگترها که اغلب گالش و چارودار بودند هم علاقه مند شده با پاره و کوتاه کردن پیژاما یشان آنها رو بصورت شورت در آورده بازی می کردند. گویا اون وقتها تو روستاها پوشیدن شورت و تنکه هنوز رسم نبود یا طوری بود که مناسب فوتبال نبود. تعریف می کنه هرچه بهشون توضیح میدادیم به پا و بدن دیگران نباید لگد زد و فوله زیر بار نمی رفتند و می گفتند فول بی فول توپ را باید بفرستیم تو این گلو و البته منظور از گلو همون دروازه بود. باری ملوان هم با سابقه خوب در فوتبال ایران و یک بار قهرمانی جام حذفی و با بازیکنان نام آوری چون غفور جهانی، عزیز اسپندار و قایقران و ... حقش بود که در لیگ برتر بماند . پگاه با زدن صبا باتری و ملوان با مساوی در مقابل پاس در لیگ برتر ماندند
ضمنا تیم دارت دختران گیلان قهرمان ایران شد. و در انفرادی هم نفر اول و هم سوم گیلانی بودند. می خواستم بنویسم دختران گیلانی یه سر و گردن از دیگران بالاتر بودند که یاد نوشته خودم میخوام مفسر ورزش بشم افتادم و دیگه کوتاه اومدم . ضمنا جا دارد از دو وبلاگ پگاه و ملوانیها که از بچه های پگاه و ملوان طی فصل پشتیبانی کردند تشکر کنیم


